بعد یه موضوعاتی پیش اومد که ما گوشمان کمی دراز شد و آپیدیم.
من حداقل دو تا موسیقی تو ذهنمه که می خوام براتون آپلود کنم و شما هم دانلود ( که یکیش یه موسیقی یا ترانه قاسم آبادی گیلکی هستش)که برید حالشو ببرید که بمونه برای یه فراغت کوچولو.
بعد گفتم فعلاً موضوعی که دیروز برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم تا فعلاً لال از دنیا نرم تا ببینیم خدا چی میخواد.
1- دیروز جاتون خالی از طرف محل کارمون به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا(س) دعوت بودیم تو هتل المپیک. همین که رسیدیم مستقیم رفتیم رستورانش و جاتون خالی غذا خوردیم و بعدش نماز و بعدش رفتیم سالن همایش های بین المللیش که یه سالن بزرگ بود و روی هر صندلیش یه شاخه گل رز طبیعی گذاشته بودن.
برنامه هاشون متنوع بود و چیزی که برام خیلی جالب بود حضور مبارک خانم دکتر مهدیه الهی قمشه ای بود و دیدنش از نزدیک برام سعادتی بود.
سخنرانی های این عزیز و برادر بزرگوارشون رو خیلی دوست دارم.
قسمتی از شعرهایی که سروده بود رو برامون خوند و حرف های دلنشینش و شوخی هایی که میکرد هم با آقایون و هم با خانم ها و اینکه خانم ها برای آقایونشون و آقایون برای خانم هاشون چیکار کنن و چیکار نکنن. که تو سالن مرد و زن بودن که قهقهه میزدن.
این بانوی مولوی شناس به کرار از آیات نورانی قرآن استفاده میکرد که قرار و آرامش خاصی تو دل ها مینشوند و اتفاقاً از ترانه خواننده ها هم استفاده میکرد و میگفت: ما تو خونه مون ماهواره داریم، اگه خدا قبول کنه و این ترانه ها رو اونجا شنیدم.
پیش خودم گفتم: فقط پدران و مادران بزرگ میتونن فرزندان بزرگ پرورش بدن.
یه نمونه دیگرش که همیشه تو ذهنمه، مادر حسنک وزیره، که وقتی بعد از سه ماه از مرگ حسنک وزیر با خبر شد و جنازه پسر به دارآویختش رو دید،گفت:
بزرگا مردا که این پسرم بود، که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان را.
عجیبه که جنازه حسنک وزیر قبل از دفن هفت سال بر سر دار ماند.
بعدش چند تا هنرمند دیگه آوردن و در آخر موسیقی سنتی بود که فقط باید بودید و میدیدید.
2- ماشینمون رو دو روزه دادیم تعمیرگاه که دیسک صفحه اش رو عوض کنه و گیربکسش رو بیاره پایین برای تعمیر که دیدیم تعمیرکاره زنگ زد گفت بیا ماشینت درست شده. بعد از همایش رفتیم ماشین رو تحویل گرفتیم نزدیک 400 هزار تومان پیاده شدیم.
تعمیرکاره گفت تا 5 سال خیالت راحت باشه.
ماشین رو تحویل گرفتیم و هنوز 5 دقیقه رانندگی نکردیم که دیدیم بازم وقتی میندازی دنده 5 انگاری ماشین رو خلاص میکنی و دوباره برگشتیم و قراره برامون درست کنه.
3- فردا شب عروسی یکی از دوستای صمیمی دوران دانشگاه، تو اقدسیه دعوتیم. تمام رفقای ارازل و اوباش هم میان حتی جبارم با خانومش از کردستان داره میاد. چه شبی شود.
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل خواندن بیاموزی.
سال جدید رو خدمت همه دوستای گلم تبریک عرض میکنم. امیدوارم سال جدید سالی باشه توام با خوشی و سلامتی برای همتون.
سیب شود رویتان سرخ و سپید و قشنگ
سبز شود جانتان، سبز و بلند و کمند
سیر شود کامتان، از کرم کردگار
سکه شود کارتان، روزیتان برقرار
ماهی عمرت بود، پر حرکت پر تلاش
غم بشود سنجدی ،رخت ببندد یواشپر ز حلاوت شود،چون سمنو زندگی
غرق سعادت شود ، شیوه این بندگی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آیه ۶۲ سوره مبارکه نمل
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ.
يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مىكند و گرفتارى را برطرف مىگرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مىدهد آيا معبودى با خداست؟ چه كم پند مىپذيريد.
..........................................................................
ممنون از بابت دعاهاتون. به لطف خدا و دعای شما عزیزان به خیر گذشت.
خیلی لطف کردید.
امیدوارم همیشه سلامت باشید.

سلام به روی ماهتون
بازارهای محلی گیلان همیشه برام جالب بوده. شاید به این دلیل که من متولد گیلانم و استانم رو دوست دارم . هم اینکه از شهرمون دور موندیم و عقده ای شدیم.
دیدن زن ها و مردها با لباس های محلی برام خیلی جالبه.
مردمانی زحمت کش و دوست داشتنی و خونگرم که معمولاً محصولاتی که حاصل دسترنج خودشونه ،برا فروش میارن و پول حاصل از فروش رو، یه مقداریش رو ما یحتاجی که لازم دارن برای زندگی میخرن و بقیشم اگه چیزی موند میزنن به یه زخم دیگه.
اواسط دهه محرم، رفته بودیم شهر خودمون( شَلمان) و فردای عاشورا یعنی چهارشنبه جاتون خالی رفتیم چهارشنبه بازار لنگرود که یه مقداری خرید کنیم و فرداش حرکت کنیم به سمت تهران.
یه خانومی داشت پرتقال می فروخت به زبون گیلکی ( تو خواهر برادرا فقط من گیلکی بلدم صحبت کنم
) بهش گفتم: حاج خانوم پرتقالون کیلو چن هیسن؟{ حاج خانم پرتقالا کیلو چندن؟}
بهم گفت: ۷۵۰ تومن
گفتم: یه مشما هدی امو یه چند کیلو ویریم{ یه مشما بده ما یه چند کیلو برداریم}
سرم پایین بود و داشتم پرتقال جمع میکردم، دیدم یه آقایی به شوخی بهم گفت:
آقا فرهاد همه وینگی یه ذره امی وسه بنی{ آقا فرهاد همه رو برندار، یه کمی هم واسه ما بذار}
( من حافظه تصویری یا دیداریم قویه برعکس حافظه گفتاری یا شنیداریم که الان یه چیزی بهم بگید تا فردا یادم رفته
)
سرم رو بلند کردم دیدم، یه خانوم آقای میان سالین و قیافه هاشون اصلاً برام آشنا نبود.
به آقاهه گفتم: شرمنده، من اصلاً شما رو به جا نمیارم.
بهم گفت: آقا شرمنده، من شما رو با یکی دیگه اشتباه گرفتم.
بهش گفتم: حالا یه چیز جالب بهتون بگم . جالبش اینه که اسم منم فرهاده.
یارو گفت: نه بابا
خندیدیم و یه مقداری تعارف های معروف به تعارف های لاهیجانی کردن و خدا حافظی کردن و رفتن. ![]()
تصویر بالا، میدان معروف به لک لک هستش که کنارش چهارشنبه بازار لنگرود تشکیل میشه.
گفتم چه چیزی بهتر از خندون شما دوستای خوبم. به قول شاعر:
ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
................................................................................................................................
-- همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش تا مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند!
-- امیدوارم در بهترین و زیباترین و قشنگترین و خوشترین موقع خواب جیشت بگیره.
-- یارو میره حج برعکس دور کعبه میچرخه. بهش میگن: چرا برعکس؟ میگه شما دنبال خدا کنید من از اونور می گیرمش!
-- تو مرکز انتقال خون از یارو میپرسن یکماه اخیر رابطه جنسی پر خطری داشتی؟ میگه آره. رفته بودم خونه دوست دخترم هر لحظه ممکن بود باباش بیاد.
-- یارو میره جهنم بهش میگن تو که نماز میخوندی اینجا چیکار میکنی؟ یارو میگه گوز های وسطش رو جدی نمیگرفتم.
-- از سال آینده کتاب فارسی اول دبستان هر شهر مطابق با فرهنگ همان شهر می شود.
تهران: کبری با دوست پسرش در باران آمد.
زاهدان: کبری تریاک در دست آمد.
رشت: کبری رفت و تا صبح نیامد.
اصفهان: کبری رفت گرسنه آمد.
لرستان: کبری رفت نفهمید کی آمد.
ترک ها: کبری تو این مونده که اصلاْ رفته یا نه؟
-- بجز قوم شوهر که ویرانگرند ... بنی آدم اعضای یکدیگرند.
-- شاباش چیست: عملی عامیانه برای وحشی کردن شخصی که در حال رقصیدن است.
-- زلزله میاد
دختره از پشت بام می افته تو بغل یارو
یاروهه میگه: دمشون گرم! هنوز زلزله تموم نشده کمک های جنسی رسید.
پی نوشت: معذرت بابت اینکه بهتون سر نمیزنم یا کم سر میزنم باور کنید سرم شلوغه. اینم در جواب کسانی که گفتن خیلی بی معرفت شدی.
با اینکه طریقه محاسبه سود و قسط وام بانکی خیلی آسونه،خیلی ها طریقه محاسبش رو بلد نیستن، حتی خیلی از استادان دانشگاه از عهدش بر نمیان و فکر میکنن محاسبه سیستماتیک خیلی پیشرفته ای داره.
این رو از من به یادگار داشته باشید.
با این فرمول شما راحت می تونید این محاسبه رو انجام بدید. یادش بگیرید، چون تو زندگی و تو نشست های فامیلی و دوستانه حسابی به درد می خوره.چون خیلی از فامیلا یا همکارا میان میپرسن که حساب کن مثلاً فلان وام چقدر قسطش میشه و ازین حرفا. گفتم به عنوان یه پست بگذارم که امیدوارم به دردتون بخوره.
فرمول:
مبلغ وام* درصد سود وام*(تعداد ماه+1) تقسیم بر 2400 ، این میشه سود وام.
مثلاً شما می خواین 5.000.000 تومن وام 12 درصد بگیرین 5 ساله.
اول می آیم سود وام رو حساب میکنیم.( 5 سال میشه 60 ماه)
به این طریق:
5.000.000 ضربدر 12 ضربدر (60+1) =3.660.000.000 حالا این عدد رو بر 2400 تقسیم کنین که میشه: 1.525.000 تومن که این میشه سود وام 5 میلیونی با نرخ 12 درصد و بازپرداخت 5 ساله.
حالا با یه محاسبه ساده دیگه، شما می تونید حساب کنید که هر ماه چقدر باید قسط، بابت این وامی که گرفتین، پرداخت کنین.
قسط= سود وام + مبلغ وام گرفته شده تقسیم بر تعداد ماه بازپرداخت وام
که برای مثال بالا خود وام که 5.000.000 تومن بود، سودشم که حساب کردیم، شد 1.525.000 تومان با هم جمع می کنیم میشه: 6.525.000 تومن. حالا این عدد رو بر تقسیم بر اون 60 ماه میکنیم که میشه:
108.750 تومن که این رو باید تا 5 سال هر ماه پرداخت کنین.
حالا اگه یاد گرفتین یه سوال ساده میدم حل کنین.
می خوایم یه وام خودرو برداریم به مبلغ 7.000.000 تومن با سود 14 درصد و بازپرداخت 4 ساله. حساب کین که چقدر سودش میشه و چقدر باید در ماه قسط بدیم؟
- اگه مشاوره ای یا سوالی تو زمینه وام داشتید، تا جایی که بتونم کمکتون میکنم. شما یا این فرمول حتی می تونید متوجه بشید به فرض مثال اگه قبلاً یه وامی برداشتید و در ماه فلان مقدار دارید قسط میدید، می تونید محاسبه کنین که وام رو براتون چند درصد حساب کردن. یه طرفین وسطین ساده هستش که اگه بازم نتونستید در خدمتتون هستم.
چون واقعیتش از بیان بعضی کلمات شرم دارم و روم نمیشه. ولی سبک سنگین که کردم، دیدم دوستای اینجام تا حالا من رو شناختن و حتماً می دونن که من قصد بدی ندارم.
همونطور که میدونید، هدفم از بیان این مطالب، شناخت بهتر جامعه؛ و افزایش تجربه برای بهتر زندگی کردن، همفکری با دوستان و نهایتاً پیامی که این دو پست داره، هستش.
رمز ادامه مطلب، همون رمز قبلیه
مثلاْ از ۵۰ نفر ورودی اون سال کلاس ما، حدود ۸ تا ۱۰ نفر پسر بودن و بقیه دختر.
حدوداْ ترم یک یا دو بود که هنوز میزان موزمار بودن دخترا دست پسرا نیومده بود و بالعکس.
اول صبحی حدوداْ ساعت ۷:۳۰ جبار یکی از دوستای صمیمی من (با اینکه الان، شهرستانه ولی با هم در ارتباطیم) بهم گفت: فرهاد موافقی بریم سر کلاس؟ گفتم بریم. یک کلاس خیلی بزرگ که شیبدار هم هست و معمولاْ وقتی صحبت از دانشگاه و یا خبرهای دانشجویی مطرح میشه، این کلاس رو زیاد تو تلویزیون نشون میدن.
رفتیم سر کلاس هیچ کس تو کلاس نبود. ما هم بچه شیطون و جامون ردیف های آخر کلاس بود، برعکس دخترای خر خون که اول کلاس مینشستن.
دیدیم رو تخته همچین عبارتی نوشته شده:
کی اشکهاتو پاک میکنه شبها که غصه داری؟
مطمئناْ این عبارت رو یکی از دخترای کلاس نوشته بود چون پسرا (یکیشون خود من) همه شاس میزدن و اهل این جور جینگولک بازی ها نبودن.![]()
جبار رفت پایین و زیر اون عبارته نوشت:
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری؟
فکر کنم گفت این ترانه، ابی هستش و من چون ابی و داریوش گوش نمیدم، نشنیده بودم.
اومد پیشم نشست و بعد از چند دقیقه گفت فرهاد من برم دستشویی و برگردم. گفتم باشه برو.
این که رفت من تو کلاس تنها بودم و بعد از چند دقیقه دیدم در کلاس باز شد و یکی یکی دخترا اومدن سر کلاس.
هی یه نگاهی به تخته مینداختن و یه نگاه به من ، هی به تخته نگاه می کردن و بعدشم به من. پیش خودم گفتم: عجب غلطی کردیما الان پیش خودشون فکر می کنن من اینا رو نوشتم و احتمالاْ همینطورم بوده چون وقتی سر جاشون مینشستن نیشخند میزدن و در گوش هم یه چیزایی می گفتن.
اینقدر خجالت کشیدم که نگو پیش خودم گفتم: دهنت سرویس جبار. ای کاش وقتی رسیدیم سر کلاس پاکش می کردیم.![]()
آش نخورده و دهن سوخته که می گن اینجاست.
با اینکه هیچ کدومتون رو ندیدم و حتی صداتونو نشنیدم خودتون می دونید که نظرم در موردتون چیه و همچنین میدونید که برام خیلی عزیزین.![]()
تو یه موردی می خواستم باهاتون همفکری کنم و به نوعی ازتون کمک بخوام .
از اونجایی که دوستای عزیز من یعنی خود شما یه جورایی همتون اهل شعر و شاعری و نوشتن مطالب خوب و احساسی و ازین جور مسایل هستین و من واقعاْ بعضی از نوشته ها و انتخاب هاتون رو که می خونم هاج و واج می مونم تو این همه ذوق و استعدادتون به ذهنم افتاد که ازتون کمک بگیرم.
حتماْ نوعی از کارت ها به نام کارت های مناسبتی به چشمتون خورده و شاید کسی به مناسبت خاصی هدیه ای یا گلی بهتون داده و یا شما این هدیه رو به کسی تقدیم کردید و این کارت مناسبتی به نوعی روش نصب بوده.
مناسبت های خاصی تو سال هست مثلاْ روز مادر- روز پدر- روز معلم- تولد- پیوند- حج- سالگرد ازدواج- وفات و عرض تسلیت و ...
برای هر کدوم ازین مناسبت ها یک یا چند نوع کارت موجوده که من می خوام کارت های مناسبتی جدیدی وارد بازار کنم با متن های جدید تر بعلاوه متن هایی که از قبل وجود داشته.
ازتون می خوام متن یا نوشته زیبا برای مناسبت های مختلفی که به ذهنتون میرسه رو برام بنویسید البته اگه امکانش هست کمی در موردش فکر کنید.
این نوشته میتونه از خودتون یا انتخاب از کتابی و یا از ترانه و یا آهنگی از خواننده ای و یا شعری از شاعری و یا ... باشه.
حدود ۳۰ نوع نوشته و یا متن در حال حاضر وجود داره که من چند تاشو براتون می نویسم. ابداع و ایجاد نوع جدیدش دست خودتون. که ترجیحاْ متن ها کوتاه باشه و بیشتر رسمی و اگه غیر رسمی و کوچه بازاری باشه هم خوبه و خالی از لطف نیست.
- مادر عزیزم روزت مبارک
- تولدت مبارک
- پیوندتان مبارک
- همسر عزیزم سالگرد ازدواجمون مبارک
- حج شما مقبول
- پدرم روزت مبارک
- زیارت قبول
- با آرزوی سلامتی و بهبودی
- تقدیم با عشق
- با عرض تسلیت
- کوچولو خوش اومدی
- همسر عزیزم دوستت دارم
...
یه شب رفتیم خونه یکی از فامیلا و من این مورد رو مطرح کردم و یکی از دخترای فامیل گفت بنویسید:
تی بلا می سر![]()
توجیحش این بود که با اینکه گیلکی هستش ولی همه معنیش رو متوجه میشن و گفتم ایده ات فوق العاده بود و این مورد فعلاْ تایید شده.
یه سری روز مادر یه کارتی اومد که عنوانش اگه اشتباه نکنم این بود: ننه خیلی می خوامت
که خوب هم استقبال شد. حتی بعضی چیزها مثل: جیگرتو بخورم و ... ( یاد اون جوک افتادم که پیر مرده به پیر زنه میگه: جیگرتو بخورم و پیر زنه برمیگرده میگه: تو که دندون نداری![]()
اگه دوست داشتید بعداْ تایید شده ها رو با نام کسی که مطرحش کرده تو یه پست جداگانه میارم.
شاید تا چند وقت دیگه رفتید تو یه گلفروشی و کارتی که خودتون متنش رو پیشنهاد دادین رو اونجا ببینین و یه احسنت به خودتون بگید.![]()
ممنونم از لطفتون